به دنبال مرز با اوکراین ، پوتین می خواهد “لبه روسیه را تیز” کند



لهجه - با گذاشتن سربازان در

رئیس جمهور پوتین

ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهور روسیه غالباً غیرقابل پیش بینی ، دمدمی مزاج و غیرمنتظره توصیف می شود – شباهتی به دونالد ترامپ ، رئیس جمهور سابق آمریکا.

آخرین نمونه ، تمرکز نیروهای روسی در مرز اوکراین است که هیچ کس از علت آنها اطلاع ندارد. برخی از ناظران مشاهده می کنند که این ممکن است به این دلیل باشد که رئیس جمهور ایالات متحده جو بایدن اخیراً از شخص پوتین بد صحبت کرده است.

چنین منطقی منطقی به نظر می رسد ، زیرا پس از تماس تلفنی آرام آقای بایدن ، روسیه به سرعت نیروهای خود را عقب برد.

علاوه بر اوکراین ، رهگیری هوایی جنگنده های روسی بر فراز هواپیماهای ناتو بر فراز اروپا نیز به رمز و راز رئیس جمهور پوتین کمک کرده است.

بحث های زیادی در مورد اقدامات غیرقابل پیش بینی رئیس کرملین وجود داشته است ، اما طبق گزارش آسیا تایمز ، این یک سبک روسی آشنا است قبل از حضور پوتین در صحنه بین المللی و بعداً با ترک پوتین از سمت خود احتمالاً در جهان وجود خواهد داشت.

نظریه احیا

در واقع ، “طوفان” های مکرر روسیه خود را به عنوان یک قدرت جهانی معرفی می کنند ، رویایی که از سال 1996 پرورش داده است ، قبل از اینکه به شکل فعلی خود برسد.

در آن زمان ، نخبگان سیاسی روسیه و به ویژه سایر نسل KGB از حقارت روسیه در برابر ایالات متحده ناامید شدند.

در زمان بوریس یلتسین ، اولین رئیس جمهور روسیه پس از شوروی ، این کشور با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرد. اوگنی پریماکوف ، وزیر خارجه روسیه در سال 1996 و بعدا نخست وزیر ، طرحی را برای احیای کشور به قدرت جهانی ترسیم کرد. وی به شدت با گسترش ناتو به مرزهای روسیه مخالفت کرد و برای مقابله با تسلط ایالات متحده در امور جهانی برای اتحاد لابی کرد.

در این زمینه ، به ویژه بر مشارکت با چین تمرکز شده است.

در آن زمان ، طرح پریماکوف نتیجه ای نداشت. ابتدا سعی کرد با ایجاد اتحادی از همفکران آسیا – هند ، ایران و چین – برای مقابله با بمب گذاری های عراق به ظن توسط عراق ، ایده خود را عملی کند.

اما هیچ اعتراض عمومی صورت نگرفت و حملات هوایی آمریکا ادامه یافت.

پریماکوف همچنین با مداخلات نظامی به رهبری آمریکا در بوسنی و کوزوو مخالف است. در سال 1999 ، گور هنگام پرواز به واشنگتن برای ملاقات با معاون رئیس جمهور وقت ال گور ، گور آمریکایی ها را به بمباران صربستان فراخواند. پریماکوف با عصبانیت و تحقیر ، دستور بازگشت هواپیما به مسکو را صادر کرد.

ناتو در مواجهه با مخالفت های روسیه در سال 1999 به کشورهای پیمان ورشوی سابق به این اتحاد پیوست و با الحاق کشورهای شوروی سابق در امتداد ساحل بالتیک در سال 2004 ادامه یافت.

علیرغم بسیاری از شکست ها ، چشم انداز پریماکوف در مورد احیای روسیه در سراسر جهان حفظ شد. آخرین نماینده ولادیمیر پوتین است که در سال 1999 به نخست وزیری و بعدا جانشین یلتسین منصوب شد.

وراثت

برترین ها - آقای پوتین با ترک نیروها در

یوجین پریماکوف.

نخست ، آقای پوتین بر پیش شرط تحکیم جهانی روسیه متمرکز شد ، که پریماکوف تأکید کرد: تمرکز مجدد رهبری دولت مرکزی.

به این ترتیب وی قیام مسلحانه را در چچن سرکوب کرد. کوچک سازی فرمانداران با هدف تقویت کنترل مرکزی بر استان های کشور و بازیابی مجدد کنترل شرکت های مهم انرژی روسیه است.

پیروزی در چچن ، همراه با افزایش قیمت جهانی نفت و اقتصاد قوی روسیه ، باعث محبوبیت فوق العاده آقای پوتین شده است.

پوتین در راه احیای خود به سرعت به جلوگیری از گسترش ناتو روی آورد. وی با مداخله در برابر گرجستان و اوکراین ، احتمال پیوستن دو کشور به این اتحاد را رد کرد.

رئیس جمهور پوتین فراتر رفته است و به تدریج دامنه روسیه را از جناح جنوبی ناتو در مدیترانه گسترش داده است. وی در جنگی چند دهه ای علیه شورشیان از بشار اسد رئیس جمهور سوریه حمایت کرد و پایگاه دریایی روسیه در سواحل مدیترانه سوریه را بازسازی کرد.

اقدامات پوتین در اروپای شرقی و خاورمیانه ، آموزه پریماکوف در احیای وضعیت روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ را به واقعیت تبدیل کرده است. نه تنها این ، هنگامی که روسیه از پروکسی برای کاهش خطر رویارویی مستقیم با غرب و ایالات متحده استفاده می کند ، خطرات درگیری های نظامی نیز کمتر است.

به همین ترتیب ، پوتین وقتی به مخالفان نیروهای بزرگ هسته ای ، موشکی و زمینی روسیه یادآوری می کند ، مرتباً “لبه آن را تیز می کند”.

این ترکیب در تنش های اخیر با اوکراین ، زمانی که روسیه یک نیروی زرهی نیرومند متمرکز در مرز معرفی کرد ، مشهود است.

امروز وضعیت معکوس شده است. در دهه 1990 ، غرب هم اروپای شرقی و هم خاورمیانه را با ایالات متحده رهبری کرد. روسیه ناظر ضعیفی است.

روسیه پوتین اکنون نه تنها در مرز غربی رو به روی ناتو ، بلکه در جناح جنوبی اتحاد در مدیترانه نیز یک قدرت استراتژیک است.

در جبهه ژئوپلیتیک ، پوتین با توسعه همکاری نزدیک تر با چین ، اهمیت روسیه را گسترش داده است.

تعمیق روابط روسیه با قدرت اقتصادی و نظامی نوظهور در آسیا ، برنامه ریزان ارتش آمریكا را نگران كرده است كه یك روز ممكن است در دو جبهه با اقدامات نظامی روبرو شوند.

بنابراین او به جای اینکه بگوید پوتین یک رهبر متزلزل و غیرقابل پیش بینی است ، در واقع یک ربع قرن سیاست خارجی محکم خود را حفظ کرده است ، که پریماکوف ، که در سال 2015 درگذشت ، به آن بسیار افتخار خواهد کرد.



Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *